عباس اقبال آشتيانى

447

تاريخ مغول ( از حمله چنگيز تا تشكيل دولت تيمورى ) ( فارسى )

هرقداق والى فارس كه بعزم اردو مىآمد اتابك را با خود به خدمت غازان آورد و در پيش ايلخان شرحى از سوء سيرت او تقرير نمود و غازان افراسياب را در 20 ذىالحجهء 695 بقتل رساند . نصرة الدين احمد ( 695 - 730 ) - بعد از افراسياب برادرش نصرة الدّين احمد بمقام اتابكى لرستان رسيد و او يكى از مشهورترين امراى فضلويه است چه علاوه بر حسن سلوك با مردم با علما و زهاد و اهل ادب و شعرا حشر و نشر داشته و نامى نيك از خود به يادگار گذاشته است . اتابك نصرة الدّين احمد آداب مغول را در لرستان شايع ساخت و براى ترميم خرابيهاى عهد برادر در انشاء مدارس و رباطها و طرق سعى بسيار نمود و قريب 160 زاويه يعنى خانقاه در بلاد مختلفه از آن جمله 34 باب در ايذج پايتخت خود بنا نمود - عايدات مملكت خود را ساليانه بسه سهم متساوى تقسيم مىكرد و هر ثلث را به مصرفى مىرساند ، يك ثلث آن صرف گذران معاش خود و اقارب و كسان خويش ، يك ثلث صرف نگاهدارى سپاهيان و ثلث ديگر آن صرف زوايا و مدارس مىشد و خود او نيز از صلحا بود و غالبا در زير لباس جامهء پشمينه مىپوشيد و به فقرا لباس و پول و طعام مىداد . اتابك نصرة الدّين احمد در تاريخ ادبيات فارسى نيز ذكرى بخير دارد زيرا كه سه كتاب فارسى بنام او تأليف شده و مؤلفين آن سه نام او را به نيكى باقى گذارده‌اند اول تاريخ معجم فى آثار ملوك العجم تأليف شرف الدين فضل الله حسينى قزوينى دوم معيار نصرتى در فن عروضى و قوافى كه آن را شمس فخرى اصفهانى در حدود سال 713 بنام اتابك نصرة الدّين احمد پرداخته است سوم تجارب السلف كه ترجمهء كتاب الفخرى ابن طقطقى است با اضافاتى بقلم هندوشاه بن سنجر نخجوانى . بعد از نصرة الدّين احمد پسرش اتابك يوسف شاه دوم ( 730 - 740 ) و پس از او پسر ديگرش افراسياب دوم به اتابكى رسيدند و چون در اين اوان خاندان اينجو و آل مظفر در فارس اقتدار يافته و در لرستان نيز اعمال نفوذ مىكردند بتدريج اوضاع بلاد لر خراب شد . مخصوصا امير مبارز الدّين چون اتابك نور الورد پسر سليمان شاه بن اتابك احمد با شيخ ابو اسحاق اينجو كمك كرده بود و در سال 757 به سركوبى او رفت و نور الورد را گرفته در چشمانش ميل كشيد و حكومت لر را به اتابك پشنگ پسر سلغر